چه بسا وجدانها، جوانيها و شاديها، آسايشها و لذتها و تمايلات شخصي و فاميلي را اسکناس اين کاغذهاي به ظاهر دستمالي شده از انسانها گرفته است به جاي آنکه پول را براي زندگاني بهتر بخواهند اغلب خود را براي آن فدا مي کنند.

 
به که باید دل بست؟

به که شاید دل بست؟

سینه ها جای محبت، همه از کینه پر است .
...

هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تو را ،‌ گرم، پاسخ گوید

نیست یک تن که در این راه غم آلوده ی عمر

قدمی ، راه محبت پوید
 
به که باید دل بست ؟

به که شاید دل بست ؟

نقش هر خنده که بر روی لبی میشکفد
...

نقشه ای شیطانیست

در نگاهی که تو را وسوسه عشق دهد ـ

حیله ای پنهانیست
*******************
خنده ها میشکفد بر لبها

تا که اشکی شکفد بر سر مژگان کسی

همه بر درد کسان مینگرند

لیک دستی نبرند از پی درمان کسی
***********************
از وفا نام مبر، آنکه وفاخوست، کجاست ؟

ریشه عشق، فسرد

واژه دوست، گریخت

سخن از دوست مگو، عشق کجا ؟ دوست کجاست ؟
****************************
دست گرمی که زمهر بفشارد دستت

در همه شهر مجوی

گل اگر در دل باغ ،بر تو لبخند زند

بنگرش، لیک مبوی
*********************
درد اگر سینه شکافد، نفسی بانگ مزن

درد خود را به دل چاه مگو

استخوان تو اگر آب کند آتش غم

آب شو، « آه » مگو .
********************
شاخه عشق، شکست

آهوی مهر، گریخت

تار پیوند، گسست

به که باید دل بست ؟

به که شاید دل بست ؟

( .............)
------------------------------------------
امید یعنی ایمان داشتن به اینکه می توان در بیابانی خشک هم جنگلی بوجود اورد یعنی خواستن را به توانستن تبدیل کردن، امید یعنی اینکه هیچگاه دیر نیست برای بدست اوردن ارزوها و اندیشه هایی که شاید محال بنظر برسند...
امید یعنی فردا خورشید طلوع خواهد کرد!! پس باید ایستاد،جنگید و بدست اورد هر انچه میخواهی
 
----------------------------------
 
در دیدگاه من
دریاست آسمان و ندارد کرانه ای
جز بی نشانگی
از ساحلش نبوده خرد را نشانه ای
گفتم شبی به خویش:
...
این آسمان پیر
بحریست بیکرانه ، ولی چشم من مدام
دنبال ناخداست
پس ناخدا کجاست؟
در گوش من چکید صدایی که نرم گفت:
دریاست آسمان و در آن ناخدا "خداست
--------------------------------------------
دشتها آلوده ست
در لجنزار ، گل لاله نخواهد روئید
در هوای عفن ، آواز پرستو به چه کارت آید ؟
فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن
نفسی تازه کنیم
***
گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه های دل را
علف هرزه ی کین پوشانده ست
***
هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
" ‌که چرا سیمان نیست "
و کسی فکر نکرد
" که چرا ایمان نیست "
و زمانی شده است

که به غیر از انسان

هیچ چیز ارزان نیست

=================
هیچ و باد است جهان؟

گفتی و باور کردی!؟

کاش، یک روز، به اندازه «هیچ»

غم بیهوده نمی‌خوردی!

کاش، یک لحظه، به سرمستی باد


شاد و آزاد به سر می‌بردی!

--------------------------------------------
خدايا!دراين برهوت عاطفه،هركه راتتمه دلي براي مهرورزيدن هست گرامي بداروسرش را به سنگ جفاآشنامكن.كاري كن كه دلقرارگيردوعاشقانرابسازوخستگانرابنوازودلهاي سنگ آسارابشكن تامگردرشكستگي‌هانشاني ازتوبيابندوتوفيق ده تاجزبه مقام تو نينديشم وجزبه جاه تودل نبندم وجزبه منصب رضاي توراآرزونكنيم وبه ماآنچنان فراستي عطاكن كه عشقراازهوس بازشناسيم ونوررحمانراازتارشيطان تميزدهيم وميان حقيقت وباطل حقيقت اندود،فرق بگذاريم
------------------------
 
جهان سر به سر حکمت و عبرت است + چرا بهره ی ما همه غفلت است ؟
-------------------------------------------------------------
من به غیر از تو نخواهم چه بدانی چه ندانی
از درت روی نتابم چه بخوانی چه برانی

...
دل من میل تو دارد چه بجویی چه نجویی
دیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانی

من که بیمار تو هستم چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تو سپارم چه بدانی چه ندانی

ایستادم به ارادت چه بود گر بنشینی
بوسه یی بر لب عاشق چه شود گر بنشانی

می توانی به همه عمر دلم را بفریبی
ور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانی

دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری
بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی

جانی از بهر تو دارم چه بخواهی چه نخواهی
شعرم آهنگ تو دارد چه بخوانی چه نخوانی
(ن.........ش)
-----------------------------------------------------
کــاش وقتــي زنــدگي فــرصت دهــد+ گاهـــي از پـــروانه ها يـــادي کــنيم+کــاش بخـــشي از زمــان خــويش را+وقــف قــسمت کــردن شــادي کــنيم +کــاش وقــتي آســمان بــاراني اســت+ از زلال چشمهــايــش تر شويم+وقت پاييز از هجوم دست باد+کاش مثل پونه ها پرپر شويم+کاش دلتنگ شقايق ها شويم+به نگاه سرخ شان عادت کنيم +کاش شب وقتي که تنها مي شويم+با خداي ياس ها خلوت کنيم
 
کاش گاهي در مسير زندگي




...
باري از دوش نگاهي کم کنيم

فاصله هاي ميان خويش را




با خطوط دوستي مبهم کنيم

کاش مثل آب،مثل چشمه سار




گونه ي نيلوفري را تر کنيم

ما همه روزي از اينجا مي رويم




کاش اين پرواز را باور کنيم

کاش با حرفي که چندان سبز نيست




قلب هاي نقره اي را نشکنيم

کاش هر شب با دو جرعه نور ماه




چشم هاي خفته را رنگي زنيم

کاش بين ساکنان شهر عشق




رد پاي خويش را پيدا کنيم

کاش با الهام از وجدان خويش




يک گره از کار دل ها وا کنيم

کاش رسم دوستي را ساده تر




مهربان تر،آسماني تر کنيم

کاش در نقاشي ديدارمان




شوق ها را ارغواني تر کنيم

کاش اشکي قلب مان را بشکند




با نگاه خسته اي ويران شويم

کاش وقتي شاپرک ها تشنه اند




ما بجاي ابرها گريان شويم

کاش وقتي آرزويي مي کنيم




از دل شفافمان هم رد شود

مرغ آمين هم از آنجا بگذرد




حرف هاي قلب مان را بشنود




-------------------------------------------------
اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم
----------------------------
 
به خاطر داشته باش دست
نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.
-----------
وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.
------------------
...
بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي .
-----------------
امروز که محتاج توام




جای تو خالیست




فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست




در من نفسی نیست




درخانه کسی نیست




تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود




دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست




من در پی خویشم




به تو بر می خورم اما




در تو شده ام گم




به من دسترسی نیست
----------------------------------
آیا شما تاحال از كشیدن یک نفس عمیق یا بوئیدن یک دسته گل احساس لذت کرده اید؟ آیا شما جزء گروهی هستید که بر مشكلات لبخند زده و با آرامش خاطر به حل موانع زندگی می پردازید یا جزء گروهی هستید که با هر مشكلی گره بر ابروان انداخته و خشمگین و عصبانی می شوند ؟..............
 
برخی افکار و احساسات ، همچون ترس‌،‌استرس ، و نگرانی تاثیر منفی شدیدی بر بدن می گذارند و منجر به بیماریهای روحی و جسمی می شوند ولی در مقابل افکار و احساسات مثبت مثل احساس شادی ، لذت و آرامش فکر یا تجسم یک مکان دلپذیر تاثیرشان بر بدن مثبت است....

حدود پنجاه سال پیش پزشكان پی بردند که نگرانی ، ناراحتی ، خشم و عصبانیت باعث بیماریهای جسمانی بلاخص زخم معده می شود و همچنین استرس با افزایش گلبولهای سفید خون ارتباط مستقیم دارد . تقریباّ می توان گفت در پشت هر گونه ناراحتی جسمانی نوعی از هیجانات و احساسات استرس آور نهفته است ، اگر بهتر بگویم ، بیماری نتیجهً عدم تعادل است و عدم تعادل نتیجه افکار و اعمالی است که به روش نادرست در زیستن و سرانجام بیماری منجر می شود بدین ترتیب می توان با ایجاد تعادل مجدد عامل ناهماهنگی ( بیماری) را از بین برد.
افکار ذهنی انسان قادر است انسان را بیمار کند یا بسوی زندگی بدور از بیماری سوق دهد ، اگر شما وقتی که در اوج خشم و ناراحتی هستید ، چند لحظه دراز کشیده و چند نفس عمیق بکشید و عضلات بدنتان را شل «ریلاکس» کنید خواهید دید که خشم وناراحتی جایش را به آرامش و راحتی خواهد داد.
شما با غلبه بر افکار منفی و ناراحت کننده و جایگزینی افکار مثبت خواهید توانست جلو اکثر بیماریهای جسمانی و روانی را سد کنید و اگر دچار مرضی هستید با بهره گیری از روشهای درمان ذهنی بر ناراحتی تان غلبه کنید
-------------------------------------
 
کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند+
تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند+
سادگی مهر و وفا قانون انسان بودن است+
کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند+
اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب+
...
کاش روزی چشمهامان با صداقت می شدند+
گاهی از غم می شود ویران دلم+
ای کاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند+
--------------------------
 
دوست دارم تو سخن گویی و من گوش کنم
غم دل را به کلام تو فراموش کنم
سینه بشکافم و قلبم به تو تقدیم کنم
تا بدانی که فقط جای تو در قلب من است
--------
...
تورا من دوست می دارم نه قدر آب دریاها
که روزی خشک می گردند شوند بیچاره ماهیها
تو رامن دوست می دارم نه قدر غنچه و گلها
که روزی پرپر می شوند بر آرد آه از دلها
تو را من دوست می دارم به قدر کهکشان و ماه انجم ها
که جاویدان بماند عشق من تا بودن آنها
-------------------------------------

ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشتم ولی غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز
قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز