A reason for every promise, for every pain
Love is patient, love is kind
Love is hopeful, it endures
Love is faithful, it never boasts
It never gives up, it overflows
One day Allah's Messenger, sal Allahu alayhi wa sallam , noticed a Bedouin leaving his camel without tying it. He asked the Bedouin, "Why don't you tie down your camel?"The Bedouin answered, "I placed my trust in Allah."At that, the Prophet, sal Allahu alayhi wa sallam,said, "Tie your camel and place your trust in All......ah"
- Tirmidhi
آرامش آن چيزي نيست که در مکاني رويايي و بي سر و صدا يافت مي شود ، آرامش واقعي اين است که در سخت ترين شرايط ، دلت آرام گيرد.
گفتم: چه چيزي بيش از همه در مورد انسان شما را متعجب ميكند؟
او جواب داد: اينكه آنها از كودك بودن خسته مي شوند و عجله دارند بزرگ شوند و ساليان دراز را در حسرت دوران كودكي سر كنند.
اين كه سلامتيشان را به خاطر به دست آوردن پول از دست مي دهند و بعد پولشان را خرج مي كنند تا دوباره سلامتيشان را به دست آورند.
اين كه چنان هيجاني به آينده فكر مي كنند كه حال را به فراموشي مي سپارند.و لذا نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده.
اين كه چنان زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و چنان مي ميرند كه گويي هرگز زنده نبوده اند .
بعد پرسيدم :چه درس هايي از زندگي را مي خواهيد انسان ها ياد بگيرند؟
پاسخ داد:
ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد اما مي توان محبوب ديگران شد.
ياد بگيرند كه با ارزش ترين ها،اشيايي نيست كه در زندگي دارند.بلكه اشخاصي است كه در زندگي دارند.
ياد بگيرند كه نبايد خود را با دیگران مقايسه كنند.هر كس طبق ارزش هاي خود مقايسه مي شود نه در گروه و بر اساس مقايسه.
ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين دارايي را داشته باشد .بلكه كسي است كه كمترين نياز را داشته باشد .
ياد بگيرند كه براي ايجاد زخمي عظيم در دل كسي كه دوستش دارند تنها چند ثانيه زمان لازم است اما براي التيام آن سالها وقت لازم است.
ياد بگيرند كه افراد بسياري آن ها را عميقا دوست دارند ولي بلد نيستند كه علاقه شان راابراز كنند.
ياد بگيرند كه پول همه چيزي مي خرد جز دل خوش.
ياد بگيرند كه ممكن است دو نفر يك موضوع واحد را ببينند و از آن دو برداشت كاملا متفاوت داشته باشند.
ياد بگيرند كه دوست واقعي كسي است كه همه چيز را در مورد آنها مي داند و با اين حال دوستشان دارد .
ياد بگيرند كه كافي نيست كه همواره ديگران آنها را ببخشند بلكه بايد خودشان هم خود را ببخشند.
مدتي نشستم و لذت بردم.از او براي وقتي كه به من اختصاص داده بود و براي همه ي كارهايي كه براي من و خانواده ام كرده بود تشكر كردم.
----------------------------------------------
شما عظيم تر از آني هستيد كه مي انديشيد
بدان كه گاهي به دست نياوردن آنچه انسان ميخواهد از خوش شانسي اوست...
يك برگ توت در اثر تماس با نبوغ انسان به ابريشم تبديل ميشود .
يك مشت خاك در اثر تماس با نبوغ انسان به قصري مبدل ميشود.
يك درخت سرو در اثر تماس با نبوغ انسان دگرگون مي شود و شكل معبدي مي گيرد .
يك رشته پشم گوسفند در اثر تماس با ابتكار انسان به صورت لباسي فاخر در مي آيد .
اگردر برگ، خاك و پشم اين امكان هست كه ارزش خود را ار طريق انسان صد برابر بلكه هزار برابر كنند آيا من نمي توانم با اين بدن خاكي كه نام مرا حمل مي كند چنين كنم؟
شما عظيم تر از ْآني هستيد كه مي پنداريد
آهسته
مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان کم رفت و آمدي مي گذشت.
ناگهان از بين دو اتو مبيل پارک شده در کنار خيابان يک پسر بچه آجري به سمت او پرتاب کرد.
پاره آجر به اتومبيل او برخورد کرد.مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد که اتومبيلش صدمه زيادي ديده است.
به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو،جايي که برادر فلجش
از روي صندلي چرخ دار به زمين افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت: اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت کسي از آن عبور مي کند.برادر بزرگم از روي صندلي چرخ دارش به زمين افتاد و من زور
کافي براي بلند کردنش ندارم.براي اينکه شما را متوقف کنم،ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم.
مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذرخواهي کرد؛برادر پسرک را بلند کرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به آرامي به
راهش ادامه داد.
در زندگي چنان با سرعت حرکت نکنيد که ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به سويتان پرتاب کنند!
خدا در روح ما زمزمه مي کند و با قلب ما حرف مي زند،اما بعضي وقت ها،زمانيکه ما وقت نداريم گوش کنيم،او مجبور مي شود پاره آجري به
سوي ما پرتاب کند.اين انتخاب خودمان است که گوش کنيم يانه.
-----------------------------------------
تواضع را به درگاه خدا پيشکش کن و
او ترا موهبت سه گانه
آرامش سرور و عشق خواهد بخشيد.

راز زيبائي:
پيرزن با وجود سن بالا همچنان مورد علاقه ديگران بود.
از او پرسيدند که با چه وسايلي خود را آرايش کرده و اينقدر زيبا
به نظر مي رسد؟
پير زن با اعتماد جواب داد: من واقعيت را بر لبانم کشيده، با احترام و
مهرباني صدايم را نرم کرده، با همدردي گوش هايم را تزيين نموده
و با کمک رساني به ديگران از دست هاي خود مراقبت مي کنم.
من با درستکاري سيماي خود را بهتر نموده و با عشق واقعي روحيه
خود را زيباتر مي سازم.
اين راز زيبائي من است.
--------
زندگي دو نيم است
نيم اول در انتظار نيم دوم
و نيم دوم در حسرت نيم اول
غرور
سنگریزه کوچک مقابل کوه ایستاد و گفت : ای کوه بزرگ لطفا مرا جزیی از وجودت کن که سخت تنهایم و باعث شکوه تو خواهم شد .
کوه خندیدو با تکبر گفت : تو سنگریزه نادان چه تاثیری بر عظمت من خواهی داشت ؟
سنگریزه های سطح کوه از گفته اش دلخور شدند و یکی یکی از کوه جدا شدند دیری نپایید که از کوه بلند تنها خاطره ای در ذهن دشت باقی ماند .
ر... ادامه ...سيدن به آن است. من مطمئنم عبادتهاي ما نفعي براي تو ندارد.اگر هم فايده اي دارد،فايده اش مال ماست. اينكه از ما مي خواهي عبادتت كنيم، علامت مهرباني توست.عبادت، يك وسيله است. وسيله اي براي پيدا كردن راه. يك چراغ راهنما، شايد هم يك نقشه،يا شايد توشه اي براي سفرمان. بالاخر بايد داخل اين كوله پشتي، چيزهاي مهمي بريزيم. چيزهايي به درد بخور و اساسي.اما ته ته همه عبادتها، فهميدن توست. مي دانم تو از عبادتهاي میان خالي خوشت نمي آيد.