تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است + راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
سالک از نور هدایت طلبد راه به دوست + که به جایی نرسد گر به ضلالت برود
همي گويي که بر معلول خود علت بود سابق + چنان چون بر عدد واحد و يا بر کل خود اجزا
در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند + گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
صلاح کار کجا و من خراب کجا + ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا
آن دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود + در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست + سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست
تو و طوبی و ما و قامت یار+ فکر هر کس بقدر همت اوست
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان + ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۳/۱۸ ساعت ۱۲:۲۷ ب.ظ توسط انجینیر سیدعبدالواحد
|