منم آن تشنه کام کاهل افتاده بر ساحل
که دریای محبت پیش رویم هست و من دورم
ز نُه طاق سپهر مهر تو خورشید میتابد
...
ولی من بدتر از خفاشها هر روز و شب کورم
************
چو بانگ مرغ شب در پرنیان باد میپیچد
من از ناهوشیاری در پرند خواب مدهوشم
چراغ ماه شبها در حباب هاله میرقصد
ولی من تا سحر مانند شمع مرده خاموشم
**************
گنهکارم ولی در سایهء عفو تو میرویم
بگیر از راه لطف عام خود دست امیدم را
مرا سرمایه ای از رو سپیدی نیست میدانم
به لطف بي كرانت دور گردان رو سياهي را
******************
خداوندا به چنگ نفس نافرمان گرفتارم
چو آهوئی که افتد بی خبر در دام صیادی
دلم چون گور تاریکست و از آن بر نمیخیزد
نه شور نغمه ای، نه آه جانسوزی، نه فریادی
*******************
خدایا آنچنان در عالم تسلیم خشنودم
که با درد تو، درمان، با غمت، شادی نمیخواهم
اگر مهر تو پرتو افکند هر تلخ شیرینست
وگر خواهی مرا ویرانه، آبادی نمیخواهم
*******************
لطیفا جذبهء عشق تو را خواهم که میدانم
به هر عشقی به جز عشق تو رو کردم مجازی بود
چو طفلان در پی دل رفتم و اکنون پشیمانم
که هر دلبستگی غیر از تو در من بود بازی بود
****************
خدایا آنچنان از جرعهء توحید مستم کن
که روز رستخیز از خاک خود مست تو برخیزم
مرا بال عقابان بخش و پرواز اهورای
که با شوق تو از دنیای ننگ آلوده بگریزم
**************
امیدا، پاک یزدانا
زدنیا دیده بستم تا به دامان تو بگریم
که با معشوق باقی عشق فانی را چرا خواهم؟
پناهم ده که از دلبستگیهای جهان تنها
تو را خواهم، تو را خواهم، تو را خواهم، تو را خواهم ----------(نا .ش ش)-
که دریای محبت پیش رویم هست و من دورم
ز نُه طاق سپهر مهر تو خورشید میتابد
...
ولی من بدتر از خفاشها هر روز و شب کورم
************
چو بانگ مرغ شب در پرنیان باد میپیچد
من از ناهوشیاری در پرند خواب مدهوشم
چراغ ماه شبها در حباب هاله میرقصد
ولی من تا سحر مانند شمع مرده خاموشم
**************
گنهکارم ولی در سایهء عفو تو میرویم
بگیر از راه لطف عام خود دست امیدم را
مرا سرمایه ای از رو سپیدی نیست میدانم
به لطف بي كرانت دور گردان رو سياهي را
******************
خداوندا به چنگ نفس نافرمان گرفتارم
چو آهوئی که افتد بی خبر در دام صیادی
دلم چون گور تاریکست و از آن بر نمیخیزد
نه شور نغمه ای، نه آه جانسوزی، نه فریادی
*******************
خدایا آنچنان در عالم تسلیم خشنودم
که با درد تو، درمان، با غمت، شادی نمیخواهم
اگر مهر تو پرتو افکند هر تلخ شیرینست
وگر خواهی مرا ویرانه، آبادی نمیخواهم
*******************
لطیفا جذبهء عشق تو را خواهم که میدانم
به هر عشقی به جز عشق تو رو کردم مجازی بود
چو طفلان در پی دل رفتم و اکنون پشیمانم
که هر دلبستگی غیر از تو در من بود بازی بود
****************
خدایا آنچنان از جرعهء توحید مستم کن
که روز رستخیز از خاک خود مست تو برخیزم
مرا بال عقابان بخش و پرواز اهورای
که با شوق تو از دنیای ننگ آلوده بگریزم
**************
امیدا، پاک یزدانا
زدنیا دیده بستم تا به دامان تو بگریم
که با معشوق باقی عشق فانی را چرا خواهم؟
پناهم ده که از دلبستگیهای جهان تنها
تو را خواهم، تو را خواهم، تو را خواهم، تو را خواهم ----------(نا .ش ش)-
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۱/۱۲ ساعت ۱۲:۱۶ ق.ظ توسط انجینیر سیدعبدالواحد
|