زندگي رويش يک حادثه نيست

زندگي رهگذر تجربه هاست

تکه ابريست به پهناي غروب

آسمانيست به زيبايي مهر

بارگاهي ست ز درياي حضور

زندگاني چو گل نسترن است

بايد از چشمه ي جان آبش داد

زندگي صحنه ي جولانگه ماست


خوب و بد بودن آن ، از من و ماست

پس بيا تا بفشانيم ز شوق

بذر خوبي و بگوييم به دوست :


معنی عشق و حقیقت چه نکوست