آن چه را ما حادثه می پنداریم،در حقیقت طراحی های الهی برای انجام یافتن ارادهء اوست.
مردم ظاهر حوادث را می بینند ولی از اهداف و برنامه های الهی بی خبرند.
در حوادث باید علاوه بر صبر و توانایی های درونی از امدادهای الهی استمداد نمود.
بهترین نوع صبر آنست که علیرغم آن که دل میسوزد و اشک جاری میشود،خدا فراموش نشود.
میان بنده و حق ؛حجاب دو چیز است.1-صحت  2-مال
آنکس که تندرست است میگوید خدا کو؟من نمیدانم!و همینکه بیمار میشود ؛آغاز یا الله یا الله گفتن میکند و با حق هم سخن و همراز میگردد؛ پس دیدی که صحت حجاب بود و حق زیر آن پنهان.(البته برای بعضی).
تا زمانیکه مال است ونیازی نیست و در رفاهی؛شب وروز به آن مشغولی؛همین که بینوائی روی می آورد،نفس ضعیف میشود و گرد حق میگردد و حق را می خواند.
بنابراین اگر حوادث را درس الهی بدانی ودرهر حال از او غافل نباشی چه در درد و چه در رفاه ؛درس را گرفته ای و امتحانت را با موفقیت گذرانده ای.

------------------------------------------------------------

ای قلب من

می دانم که روزی از ضربان خواهی افتاد

و پس از آن همه تلاش

در روزهای سپید و شبهای سیاه

افسرده ،

در گوشۀ زندان سینۀ من خواهی مُرد

اما، قلب من

آیا به هنگامی که آخرین ضربانت  به پایان میرسد

با عشق او خواهی مُرد؟

و آن عهدی كه در ازل بسته‌ای را،

فراموش نخواهی کرد؟

كه اگر نه، پس تو جاودانه خواهی ماند.

آری

اگر چه من خاك شوم! 


http://persian-star.org/1388/3/03/1/30_Persian-Star.org.jpg

------------------------------------------------------------------------------------------------------------


 

http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/thavol/cloud.jpg

بدی به مجموع عواملی اطلاق میشود که انسان را از مسیر حرکت روحی اش به سوی مبدأ منحرف کند یا حرکت او را کند و یا متوقف سازد؛از این رو کارهای نفس اماره که معارض رشد ملکوتی است،از نظر انسان بد یا منفی به شمار می آید.
منظور از منفی،انسانهای منفی میباشند که در تمام سطوح جامعه حضور دارند بخصوص در محیط های مذهبی و عرفانی.
اینان ظاهر صالح و فریبنده دارند و حقیقت را وارونه می بینند؛حق را باطل،و باطل را حق می بینند؛وتنفر نا خودآگاهی نسبت به اولیاء و مومنین دارند.
اگر کسی در معرض معاشرت این افراد قرار گیرد بی آنکه خود متوجه باشد مسموم می شود.
این افراد اثر کلام منفی دارند و می توانند ایمان را از دل موءمن ببرند. این اشخاص ممکن است جنبهء دینی داشته باشند یعنی ظاهر صالح دارند و خداپرستی را مطابق رأی مردم انجام می دهند و غالبا" به باطل بودن ایمان خود وقوف ندارند و ایمان باطل خود را حقیقت میدانند.
در مقابل این اشخاص،افراد نوری صفت قرار دارند از حضور و کلام آنها محبت به خدا و انرژی مثبت تراوش می شود،به طوری که در محیط اطرافشان اثراتی از ایمان،آرامش،خیر وفور نعمات مادی و معنوی ساطع می شود.
همین انرژی مثبت است که مانع می شود اثرات بد اعمال انسانها همه چیز را ویران کند.
------------------------------------------------------------------------------
http://bache-dehati.persiangig.com/image/photo15-%c2%a9.jpg
----------------------------------------------------------
هنگامی که به کلمهء قربانی فکر میکنیم؛حضرت ابراهیم و اسمعیل
را به خاطر می آوریم ویا گوسفندی که ذبح میشود.
ولی اگر کمی دقت کنیم متوجه میشویم که این آزمایش بزرگ الهی
درسی برای همهء انسانها میباشد.

ما هر لحظه قربانی میدهیم،اما نه گوسفند را،بلکه خودمان را قربانی
می کنیم.
هر لحظه که از عمر ما می گذرد،آن لحظه قربانی شده است؛اما
قربانی برای کی؟
قربانی در راه عشق خدا؟و یا قربانی در راه شیطان و هوی نفس؟

هر لحظه که قربانی می کنیم؛می باید گلوی هوای نفس و طمع را
قطع کنیم در واقع باید نفس اماره را قربان کرد.

چرا خداوند به جای حضرت اسمعیل ،گوسفند را فرستاد؟
یعنی ای انسان خود را قربانی نکن،حیوان را قربانی کن.حیوان همان
نفس اماره می باشد.

تو در هر صورت قربانی می دهی؛اگر برای خدا باشد،حیوان درونت،
یعنی نفس اماره را قربانی می کنی.
و اگر برای شیطان باشد،خود را کامل (یعنی انسانیت،روح و جسم)
قربانی خواهی کرد.

---------------------------------------------------------------------

http://i22.tinypic.com/23say50.jpgعشق ما در ره تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم

بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم

زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم
وجدی نه که در گرد خرابات برآییم

نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم
اینجا نه و آنجا نه که گوییم کجاییم

حلاج وشانیم که از دار نترسیم
مجنون صفتانیم که در عشق خداییم

ترسیدن ما هم چو از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم

ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست
گر سر برود سر تو با کس نگشاییم

ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم
-----------------------------------------------------------
  سوره قیامت از سوره های مکی بوده و مشتمل بر ۴۰ آیه می باشد.  این سوره سراسر شگفتی اشاره به روز قیامت دارد . 
 آیه چهارم این سوره:  " بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ "
    یعنی : "آرى قادریم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنیم " در مورد خطوط سر انگشتان بوده و انسان را به شگفتی وامی دارد. با مشاهده و قرائت و تفسیر این آیه پی به این حقیقت خواهیم برد كه: آیا تنها و تنها همین آیت و نشانه (خطوط  سرانگشتان) که یکی از شاهکار های عجیب خلقت می باشد برای ما کافی نیست که به علم و قدرت و عظمت بی نهایت خداوند پی ببریم!؟ ، قدرتی که در فکر هیچ شخصی نخواهد گنجید در حالی که گذرجمعیت کره زمین حدود 6 (شش) میلیار نفر است و اگر بخواهیم کل جمعیت بشری را از ازل تا ابد یعنی از زمان خلقت انسان تا پایان حیات كره زمین محاسبه نمائیم هیچ ابر رایانه ای که به دست بشر ساخته می شود قادر به محاسبه این جمعیت و تعداد انگشتان دست آنها نخواهد بود . با این حال اثر خطوط انگشتان هر شخص با شخص دیگری متفاوت می باشد. حتی اثر انگشت دوقلوهای همسان نیز متفاوت است!  
     استفاده از اثر انگشتان دست برای "تشخیص هویت" انسانها علمی جدید به حساب می آید. هر چند در سال های 906 الی 618 قبل از میلاد از آثار انگشت برای تشخیص هویّت استفاده می شده است اما سابقه تاریخی بررسی خطوط برجسته سرانگشتان و کف دست و پا "به صورت علمی" به نیمه دوم قرن هفدهم میلادی بر می گردد. در حالی که به این شگفتی خلقت در قران كریم كه درحدود ۱۴۰۰ سال (یكهزار و چهارصد سال) قبل نازل شده ، اشاره شده است. 
     در تحقیقات گسترده ای که راجع به موضوع تأثیر وراثت در اثر انگشت توسط دانشمندان و محققان مختلف صورت گرفته است به این نتیجه رسیده اند که نقوش سرانگشت توارثی نیستند . همچنین تحقیقات نشان داده است که هیچ تغییری در اثرانگشت زمان طفولیت اشخاص با اثر انگشت دوران بلوغ آنها به وجود نمی‌آید. !
 از آیه ۴ سوره قیامت چنین برداشت می شود که خداوند قادر متعال حتی پس از مرگ انسان  و تبدیل شدن جسم او به خاک قادر به زنده نمودن مجدد انسان بوده و حتی قادر است اثر انگشتان را نیز عینا به شكل قبلی خود باز گرداند.!!!
     آیا این نشانه و آیت چنین تفکری را در ذهن ما تداعی نخواهد نمود که هیچ بنی بشری قادر نخواهند بود که علم ، قدرت و عظمت واقعی خداوند را درک نمایند. !؟ البته هر شخص به فراخور تفكر و علم و معرفت و ایمان خود  به عظمت خداوند پی خواهد برد.  
       
--------------------------------------------------------------
عصر حاضر،زمان معجزهء علمی است.معجزهء قرآن در هر زمانی به قدرتخود باقی است.
اگر دقت و توجه داشته باشیم؛پی می بریم که قرآن پرده از حقایق هستی مادی برمیدارد و آنچه در آینده خواهد آمدرا می گوید به این چند آیه توجه کنید.
سورهءالروم آیهء47،خدا آنست که بادها را می فرستد و ابرها را بر می انگیزاند وآنرا در آسمان چنانکه می خواهد می گستراند وآنرا متراکم و برهم می گرداند و باران را می بینی که از میان آنان بیرون میاید.

امروز علم نجوم و رصد ثابت کرده که حرکت ابر و فرود آمدن باران در اثر فرستادن باد است.
سورهء انعام آیهء125،کسی را که خدا بخواهد در گمراهی خود بماند (سینهء او را جهان تنگ و سخت میگرداند که گویا به آسمانها بالا میرود.)

علم ثابت کرده است که انسان بر فراز آسمانها با کمبود اکسیژن مواجه میشود و بی شک سینه اش به تنگی می افتد.


سورهء الذاریات آیهء46،وآسمان را بنا نهادیم به توانائی خود وما بر بنای آن و غیر آن توانائی داریم.

وحدود هستی چنانکه آسمان آنها را نشان میدهد از روی علم رفته رفته وسیعتر ومنبسط تر می شود.


سورهء واقعه که در آن از فاصله و جایگاه ستارگان یاد شده ،و دانشمندان بعد از پی بردن به این فواصل گفتند خداوند به حق سوگند به جایگاه ستارگان میخورد.

سورهءدخان آیهء9،منتظر باش روزی را که آسمان دودی ظاهر بیاورد.

سورهءقیامت آیهء6،و چون نظر خیره شود و قرص ماه تیره گردد و خورشید با ماه جمع شود،آدمی در آن روز گوید که کجاست فرارگاه.


سورهءالحاقه آیهء13،وزمین کوه ها برداشته شود ویکدفعه در هم کوبیده وشکسته گردد.

دانشمندان فلکی گفته اند:ناچار است حرارت و حجم و اشعهء آفتاب نیز مانند ستارگان ناگهان به اندازه ای افزوده شود که پیش عقل ها باور کردنی نباشد.

در آن زمان سطح خارجی آن به علت شعله و دخان منبسط میشود تا به ماه میرسد،در چنین حلتی توازن همهء منظومهءشمسی به هم میریزد.
این فقط ذره ای از این دریای بیکران بود که به آن اشاره شد.
----------------------------------------------------------------
وفای به عهد

)یا ایها الّذین آمنوا أوفوا بالعقود أحلّت لکم بهیمة الانعام الّا مایتلی علیکم غیرمحلّی الصّیدوانتم حرم إنّ الله یحکم ما یرید)؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید،به پیمانها و قراردادها وفا کنید.چهارپایان دامی برای شما حلال شده است، مگر برآنچه بر شما خوانده میشود. این در حالی است که شکار را آنگاه که محرمید،حلال نمیشمارید، بیتردید، خداوند هر حکمی بخواهد مقرر میدارد.(سوره مائده،ایه 1)

طبق نظرمفسران،سوره; «مائده» یا سوره عقود آخرین سوره یا یکی ازآخرین سورههایی است که بر پیامبر(ص) نازل شد؛یعنی نزدیک به دو یا سه ماه پیش از رحلت رسول گرامی اسلام(ص).بنابراین در آن به خاطر موقعیت ویژهاش روی یک سلسله مفاهیم اسلامی تأکید شده است.

خداوند در ایه1این سوره افراد را به وفای عهد و پیمان ملزم میکند؛و میفرماید:

)یا ایها الذین آمنوا أوفوا بالعقود)؛ای کسانیکه ایمان آورده اید،به قراردادهای خود پایبند باشید.

به خاطر اهمیت این مسأله و سایر اموری که در این سوره مطرح شده است،ترجیع بند ایات این سوره«اتقوا الله» است و پیوسته این عبارت تکرار میشود تا با سرکوب هوای نفس،خرد انسانها را به پایبندی بر قرادادها سوق دهد.

علت تأکید سوره مائده بر وفای به عهد،اهمیت آن به عنوان یک نیاز اساسی در زندگی اجتماعی است.بیتوجهی به عهد و پیمانها موجب میشود که بذر بی اعتمادی در میان مردم کاشته،در نتیجه جامعه به هرج و مرج دچار شود.

نکتهها:

با توجه به اینکه «العقود» جمعی است که دارای«ال» است،پس افاده عموم میکند و همه عهد و پیمانهای مردم را شامل میشود.بنابراین،طبق این ایه شریف،وفاء به هر عهد و پیمانی واجب است و همه مسلمانان وظیفه دارند که به قراردادها و پیمان های خود جامه عمل بپوشانند،تفاوتی هم نمیکند که طرف هم پیمان آنها مسلمان باشد یا غیر مسلمان،قرارداد به زمان پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) مربوط بوده یا مثل عقد بیمه،…جدید باشد.

با نگاهی کوتاه به وضعیت کنونی جامعه می توان به این نتیجه رسید که بیشتر مردم به عهد وپیمانهای خود پایبند و در واقع،برایشان ارزشی قائل نیستند.از جمله این عهدو پیمانها مهریه زن است که بسیاری مردها خود را به پرداخت آن مکلّف نمیدانند و در میان مردم این سخن رایج شده است که:«مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته است؟» با وجود آن که هنگام جاری شدن صیغه ازدواج، مرد عهد میبندد که مهریه همسر خود را که مقدار آن معلوم و مشخص شده است،بپردازد،با این طرز تفکر مخالفت خود را با مفاد این ایه اعلام میکند.

از دیگر نمونههای عهد و پیمان،قول و قراری است که پدرها و مادرها به فرزندانشان میدهند که مثلاًاگر نمره خوبی گرفتی فلان چیز را برایت میخریم،ولی به دلیل این که طرف قرارشان بچه است ،آن را نادیده میگیرند.

در مورد اهمیت وفایی به عهد و پیمان،احادیث بسیاری از امامان نقل شده است،از جمله:حضرت علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر میفرماید:

«در میان واجبات الهی هیچ موضوعی همانند وفایی به عهد در میان مردم جهان با وجود تمام اختلافاتی که دارند،مورد اتفاق نیست.به همین جهت،بتپرستان زمان جاهلیت نیز پیمانها را در میان خود محترم میشمردند؛زیرا عواقب دردناک پیمان شکنی را دریافته بودند

---------------------------------------------------------
انسان زمانی نزدیک پروردگار خود بود،اما به زندگی در زمین وادار شد

و به این ترتیب نوعی فاصله و جدایی میان او و خالقش به وجود آمد

فاصله ای که دردناک است.

برای کاستن از رنج این جدایی و دوریاست که اعمال خاص و عبادات

و طلب و جستجوها معنا پیدا می کند،با انجام این اعمال در واقع بشر

از احساس تنهایی و غربت و درد دوری از خالق می کاهدو به آرامش

می رسد.

خداوند می خواهد که آدمی زنده باشد و حرکت کند،شور و شوق و

تلاش و وجد آدمی،سبب می شود که به رابطه ای لطیف و ظریف پی

برده و خدا را درک نماید،و بر اثر آن به قدرت های خداوند آگاهی یافته

و از آنها بهره گیرد،این درکهمه جهنبه نمی باشد.

---------------------------------------------------------
http://tebyan-ardebil.ir/images/58117591-e5e9-4000-ab95-09d90fe8775c.jpg
بشر نمیتواندبه وجود خدا ایمان داشته باشد؛مگر این که خود شخصا"

علاقه ای نشان بدهد.اعتقاد به وجود خدای حاضر و ناظر در رفتار

انسان نسبت به همنوعان خود تأثیر فوق العاده ای دارد؛و شخص با

ایمان،به زندگی با دیدهء مخصوصی مینگرد و همیشه در ورای عالم

طبیعت،مشیت و غایتی مشاهده میکند.

دلایل علمی برای ایمان؛باید با روش علمی اتخاذ شود؛یعنی متضمن

فرض؛امتحان،واخذ نتیجه باشد و نتیجه باید ایمان به خدا را تأیید کند.

در عصر حاضر میدان علم وسعت یافته،و بسیاری از موضوعات با

اصول علمی تحت مطالعه قرار می گیرند،ولی اعتقاد به خدا را

نمی توان مستقیما"با اصول علمی تحت مطالعه قرار داد؛زیرا چنانکه

می دانیم خدا نیروی مادی و محدود نیست و فکر و تجربهء محدود

بشر نمی تواند آن را تعریف کند.ایمان و اعتقاد به خدا یک کار قلبی

است گر چه اثبات علت وعلل بوسیلهء علم نیز بطور غیر مستقیم این ا

ایمان قلبی را تأیید می کند.
-------------------------------------------------------------------------
من که می ترسم از هجرت دوست

کاش می دانستم .....

لحظه هایی که به هم نزدیکیم چه بهایی دارد

کاش می دانستم. ....

که چرا مرغ مهاجر وقت پرواز

به خود می لرزد........

---------------------------------------------------------------

در میان پیامبران الهی که هر یک ویژگی خاصی از فضایل اخلاقی را دارا بودند حضرت ایوب علیه‌السلام به عنوان پیامبر صبور شناخته می‌شود او الگوی صبر و استقامت در برابر مشکلات بود به همین دلیل حالات او در سوره «ص» موقعی که مسلمانان در مکه تحت فشار شدید قرار داشتند به عنوان یک سر‌مشق بزرگ نازل شد و به مسلمانان درس صبر و استقامت داد.

در آیه 44 سوره صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آمده است:
ما ایوب را شکیبا یافتیم، چه بنده خوبی بود که بسیار باز‌گشت کننده به سوی خدا بود.

حضرت ایوب به عنوان یک آزمون بزرگ گرفتار مصائب عظیمی شد تا درجه شکر ‌گزاری او آشکار گردد و به مقام قرب پروردگار نزدیکتر شود او که اموال، زراعت و گوسفندان فراوان و فرزندان برومند و لایق و متعدد داشت در یک آزمون بزرگ همه چیز خود را از دست داد و خود نیز به بیماری شدیدی مبتلا شد.

img/daneshnameh_up/0/01/p1-1.jpg



آن حضرت چنان بیمار گشت که از شدت درد به خود می‌پیچید و بدین‌سان اسیر و در بند بستر بیماری و درد گردید ولی هیچ یک از این امور، از شکر او نسبت به درگاه خداوند نکاست. زخم‌ زبانهای زیادی از دوست و دشمن شنید، مصیبتی که شاید بالا‌ترین مصائب بود گاهی راهبان بنی‌اسرائیل و عبادت‌کنندگان آنان به دیدنش می‌آمدند و به صراحت می‌گفتند: تو چه گناه عظیمی کرده‌ای که به این عذاب الیم گرفتار شده‌ای؟ ولی باز هم آن حضرت صبر را از کف نمی‌داد و چشمه‌ی زلال شکر و سپاس الهی را به کفران و نا‌شکری آلوده نمی‌ساخت تنها کاری که کرد این بود که بعد از مدتی طولانی به پیشگاه خداوند عرض کرد:
بارپروردگارا! شیطان مرا به رنج و عذاب افکند او انتظار گشایش را تنها از تو دارم.

هنگامی که تمام آزمایشات را پشت سر گذارد در‌های رحمت الهی به روی او گشوده شد و افزون‌تر از آنچه داشت نصیبش گشت.

--------------------------------------------------------------

http://i12.tinypic.com/29d7go4.jpg

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا سرگرم بزم و مستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد
پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست
من که میدانم اجل ناخوانده وبیدادگر است
سرزده میآید وراه فراری نیست نیست
پس چرا؟پس چرا عاشق نباشم
--------------------------------------------------
در عالم برزخ در صورت نیک بودن اعمال فرد برزخ بهشتی ودر غیر این

صورت برزخ جهنمی مهیا شده است.مزید بر اینها عده ای هم تا قیامت

به حالت (سبات) یا اغماء خواهند ماند.هر گاه خداوند اراده کند قیامت

را بر پا خواهد کرد.و به امر او حضرت اسرافیل در صور خواهد دمید و

در اثر آن همهء اهل زمین وآسمانها می میرند و نه حس باقی میماند

و نه محسوس.بجز ذات خداوند تعالی.حتی ارواح انسانها نیز میمیرند

واین حالت تا مدتی ادامه دارد.در آنموقع که مشیت الهی تعلق گرفت

تا موجودات را زنده کند،در ابتدا حضرت اسرافیل را زنده می فرماید و

او در صور میدمد که در نتیجه اول اهل آسمانها وسپس اهل زمین زنده

خواهند شد.وهمهء تشکیلات دنیا اعم از کوه هاو دریا وزمین وآسمان

در هم می پیچدو دنیا برچیده می شود.و خوب و بد برای محاسبه در

محشر حاضر می شوند
------------------------------------------------------------------
علوم خَفیّه یا علوم غریبه یکی از دو شاخهٔ "علوم" در تقسیمات باستانی است. شاخهٔ دیگر، یعنی علوم جَلیّه، به طب و منطق و هندسه و غیره مربوط است قوانین مشخصی داشت و در کتاب‌ها نوشته و در مکاتب تدریس می‌شد، ولی علوم خفیه ـ که علوم غریبه نیز نامیده می‌شوند ـ به نیروهای مافوق طبیعت می‌پردازد و اسرار آن در نزد عالمانش پنهان می‌ماند.

باور اکثریت دانشمندان امروزی بر این است که توضیحات و ادعاهای نهان‌شناسی یا همان علوم خفیه با علم امروزین سازگاری ندارد و از راه‌های علمی بر مبنای روش‌های علوم امروزی اثبات‌پذیر نیست زیرا علوم امروزی بیشتر به نوعی ادامه دهندهٔ مسیر پوزیتیویسم (تجربه‌گرائی) صرف جهت رسیدن به حقایق هستند و با توجه به نسبی و ناقص بودن علوم امروزی نمی‌توان دلیل محکمی بر وجود یا عدم وجود چیزی که در این دایره (تجربه‌گرائی) نمی‌گنجد آورد.

آنطور که نقل شده است ، پنج علم غریبه وجود دارد كه از عامّه مردم مخفی و پنهان است و آن را خمسه مُحتحبه می نامند. و آن پنج علم عبارتند از:
كیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا، ریمیا و (كله سر) رمز آن علوم است. هر حرفی اشاره به علمی است.

به این نکته می توان اشاره کرد که :
علوم و فنونی مثل طالع‌بینی، جفر (عددشناسی) و رمل در رابطه با این علوم شکل گرفتند و استفاده می‌شوند.

كیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا، ریمیا چیست ؟
1- علم كیمیا (علم صناعت) :  علمی است كه بوسیله آن می‏توان قوای اجرام معدنی بعضی را به بعض دیگر تبدیل كرد. مثلاً بوسیله این علم می‏توان طلا و نقره را از فلزات جدا كرد.  
از این رو مردم در قدیم در آرزوی تبدیل مس به طلا بودند و به کیمیا گری علاقه فراوانی داشتند .

2- علم لیمیا (طلسمات): علمی است كه بوسیله آن روح در بدن دیگری انتقال می یابد .همچنین می توان گفت  علمی است كه از كیفیّت تاءثیر قدرت اراده و روح به وسیله ارتباط آن با ارواح قوی و بزرگ ، مانند ارتباط با فرشتگانی كه موكِّل ستارگانند، گفتگو دارد. ( كیفیّت تمزیج قوای فاعله عالیه با مفعوله سافله تا فعل غریب از آن حادث گردد. )

3- علم هیمیا (تسخیرات) : علمی است كه بوسیله آن سیارات هفتگانه را می‏شناسند و در اثر آن شناخت بوسیله ستاره‏های هفتگانه در زمین تصرف می‏كنند و كارهای عجیب و غریب در روی زمین انجام می‏دهند. و بعضی بر این عقیده اند که علمی است كه از تركیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین برای دست یابی به تأثیرات عجیب بحث می كند  كه مبتنی است بر وجود ارتباط میان ستارگان و نحوه قرار گرفتن آنها در آسمان با حوادث مادی و طبیعی ، و این كه اگر شكل خاصی از آن را كه مناسب با حادثه ای مانند مرگ یا حیات كسی است ، با صورت مادی مناسب آن تركیب كنند، مراد حاصل می شود .
این علم همان فَنّ تسخیر است ؛ چون به وسیله آن ارواح قوی یا جنیان را تسخیر كرده و از آنان كمك می گیرد .



4- علم سیمیا : علمی است كه انسان بوسیله یادگیری آن ، قدرتی عجیب برای انجام كارهای خارق العاده پیدا می‏كند. همچنین  این علم از آمیختن قوایِ ارادی با  قوای مادی خاص برای دست یابی به تصرّفات خاصّی در  امور طبیعی ، مانند تصرّف و خیال كه آن را جادوی چشم  می گویند، بحث می كند. این علم و فن ، از بارزترین مصداق های جادوگری است .نمونهٔ بارز سیمیاگران در  طول تاریخ جادوگران اجیر‌شده توسط فرعون بودند كه در  مقابل موسی (ع) قرار گرفتند .


5- علم ریمیا : علم شعبده یا شعبده بازی است . یکی دیکر از اعجاب این علم این است به وسیله این علم   می‏توانند در یك لحظه به هر کجا که بخواهند بروند  . (مانند طی الارض)
 ( عبارت است از معرفت قوای جواهر ارضیّه و مزاج آنها در یكدیگر تا از آنها قوّتی حاصل شود كه از آن قوّة فعل غریب صدور یابد . )
-----------------------------------------------------------------

تا حالا برایتان پیش آمده که از خواب بیدار شده باشید ولی نتوانید تکان بخورید؟ در این شرایط ممکن است بسیار هراسان شده باشید بدیش این است که اصلا نمی‌توانید از کسی کمک بخواهید. به این وضعیت، «فلج خواب» می‌گویند. وحشت شما وقتی بیشتر می‌شود که دچار توهم بشوید و در حالی که هشیار هستید چیزهایی ببینید یا بشونید که منطقا نمی‌بایست در اطراف شما شما باشند.

شما ممکن است فقط یک بار فلج خواب را تجربه کرده باشید یا چند بار گرفتار آن شده باشید، حتی ممکن است چند بار در یک شب، دچار آن شده باشید.

واقعا فلج خواب چیست؟

در فرهنگ‌ها و جامعه‌های گوناگون، تفسیرهای مختلفی در مورد فلج خواب شده است. ما ایرانی‌ها به فلج خواب، بختک می‌گوییم. ایرلندی‌ها تصور می‌کنند که فلج خواب ناشی از دروغی است که روز قبل گفته‌اند یا ناشی از ویسکی بدی است که روز قبل خورده‌اند! بعضی‌ها از آن تعبیر به جن‌زدگی می‌کردند و علایم این وضعیت را به گردن دیوهای بدسرشت می‌انداختند. شکسپیر در «رمئو و ژولیت»، فلج خواب را به ساحره بدطینت نسبت می‌دهد. بعضی‌ها هم البته هراسان، شبانگاه راهی اورژانس می‌شوند و تصور می‌کنند که سکته کرده‌اند. تقریبا به تعداد فرهنگ‌هایی که در جهان وجود دارد، اسامی مختلفی برای این مشکل، ایجاد شده و در طی قرن‌ها، انواع و اقسام اجنه، اهریمن‌ها و نفرین‌ها، مقصر دانسته شده‌اند.


تابلوی کابوس، اثر Henry Fuseli که در سال ۱۷۸۱ کشیده شده

اما،‌ فلج خواب توجیه ساده‌ای دارد. فلج خواب وقتی اتفاق می‌افتد که یک شخص هشیاری خود را حین خواب بازمی‌یابد ولی در این هنگام قادر به حرکت نیست. فلج خواب می‌تواند هم در هنگام به خواب رفتن رخ بدهد و هم در هنگام بیدار شدن از خواب.

واقعیت این است که خواب مراحل مختلفی دارد. خواب متشکل از مراحل REM یا مرحله حرکات سریع چشم و مرحله غیر REM یا NREM است. هر  چرخه خواب REM و NREM حدود ۹۰ دقیقه طول می‌کشد. اول مرحله NREM رخ می‌دهد. مرحله NREM ، سه چهارم خواب را تشکیل می‌دهد. در طی خواب NREM، بدن شل می‌شود و استراحت می‌کند ولی در طی خواب REM ، چشم‌های شروع به حرکات سریع می‌کنند و ما رؤیا می‌بینیم. در طی خواب REM عضلات ما قادر به حرکت نیستند.

فلج خواب در طی خواب REM رخ می‌دهد. اگر در خواب REM ، فرد هشیاری خود را بازیابد، قادر به صحبت یا حرکت نیست.

از هر ۱۰ نفر، ۴ نفر فلج خواب را تجربه کرده‌اند. معمولا اولین بار در سنین نوجوانی این پدیده تجربه می‌شود. ولی فلج خواب در هر سنی ممکن است، رخ دهد. کم‌خوابی، خوابیدن در زمان‌های نامنظم، استرس، و افسردگی دوقطبی، خواب‌آلودگی مفرط یا narcolepsy ، گرفتگی یا کرامپ عضلات پا در حین خواب و مصرف بعضی از داروها یا اعتیاد مرتبط با فلج خواب هستند. با این همه ممکن است یک شخص بدون داشتن هیچ کدام از این شرایط دچار فلج خواب شود.

معمولا فلج خواب، نیازمند اقدام پزشکی خاصی نیست، مگر اینکه فلج خواب به صورت آزارنده تکرار شود و باعث خستگی در طول روز شود. درمان آن هم معمولا تنها شامل برطرف کردن اختلال زمینه‌ساز است. پزشک ممکن است توصیه کند که فرد عادات خواب خود را اصلاح کند یا در مواردی داروهای ضدافسردگی تجویز کند

---------------------------------------------------------------------

به راستی اگر انسان به وجدان و عقل وفطرت خود رجوع کند،میفهمد

که در هر چیزی ممکن است شک و تردید کند،به غیر از مسألهءمبدأ و

معاد.
چیزی که هست،بیشتر مردم در اثر فرو رفتن در شهوات و اشتغال به

مادیات و ارتکاب گناهان فطرت خود را ضایع کرده و پر از ریب و شک شده اند.
به حکم عقل باید پس از این عالم سرای دیگری باشد،چرا که لازمهء

عدل خدا نیز،بر پا کردن روز جزا است.نیکوکارانی را می بینیم که عمر

خود را در عبادت وطاعت وخیر گذرانیده اندو آنطور که باید در دنیا

پاداش خود را نمی بینندوهمچنین بدکارانی که چه فسادها و تبهکاری

هایی از آنها سر میزند و چه ظلم هایی که بی جواب مانده است و

جزای کردارهای خود را نمی بینند؛بلکه در اکثر موارد اهل فساد

خوشتر از اهل صلاح وراستی عمر خود را می گذرانند.

و خدا عادل است پس به یقین روزی خواهد آورد که هر کسی به جزای عملش میرسد.

--------------------------------------------